چون سایه اگر باز به کنجی تازم
همسایهٔ من سایه نبیند بازم
در این اشعار، شاعر به موضوع سایه و رابطهاش با آن اشاره دارد. او میگوید اگر سایهاش را در گوشهای پنهان کند، همسایهاش از آن بیخبر میماند. همچنین اگر سایهاش از او کاسته شود، آن خود را به طعنه میبیند و در نهایت میخواهد از سایه خود نیز همنفسی بسازد. به طور کلی، این اشعار به تنهایی و ارتباط بین سایه و وجود شاعر اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون سایه اگر باز به کنجی تازم
همسایهٔ من سایه نبیند بازم
ور سایه ز من کم کند آن طنازم
از سایهٔ خود هم نفسی برسازم