چون پای غم ار ز مجلست بیرونم
از دست غمت چو می در آب و خونم
شاعر در این ابیات بیان میکند که اگرچه از محفل محبوبش دور است و دچار غم و اندوه شده، اما در دل میداند که محبوبش در آن مجلس خوش میگذرانید. او خود را در این حال غرق در غم و درد احساس میکند، مانند می که در آب و خون مغمور شده است. از این رو، تقابل بین حال پریشان او و خوشی محبوبش را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون پای غم ار ز مجلست بیرونم
از دست غمت چو می در آب و خونم
تو مجلس می نشانده دانم چونی
من غرقه خون نشسته دانی چونم