اکنون که شب آمد برود جانانم
گر خورشید است عادتش میدانم
در این بیت شاعر به احساس تنهایی و اشتیاق به محبوبش اشاره میکند. او در شب که محبوبش دور است، دلش به شدت تنگ میشود و شوق دیدار او را دارد. شاعر با طعنه به خورشید، به شمایل محبوبش اشاره میکند و میخواهد که هرچه زودتر دوباره او را ببیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اکنون که شب آمد برود جانانم
گر خورشید است عادتش میدانم
دل چنگ همی زند به هر دم در من
کو را بگذاری تو برآید جانم