از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم
بیدردم اگر ز خواهشت سیر شوم
شاعر در این ابیات از عشق خود سخن میگوید و به شدت دلبستگی و وابستگیاش به معشوق را بیان میکند. او میگوید حتی اگر به خاطر عشقش کشته شود، برایش اهمیتی ندارد و اگر از محبت معشوق سیر شود، به درد نمیآید. او به عشقش تقدیم شده و در آرزوی رسیدن به معشوق است تا در مسیر او زمینگیر شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از عشق تو کشتهٔ شمشیر شوم
بیدردم اگر ز خواهشت سیر شوم
زان آمده در عشق مرا پای به درد
تا در سر کوی تو زمینگیر شوم