سوزی که در آسمان نگنجد دارم
وان ناله که در دهان نگنجد دارم
شاعر در این ابیات از حس عمیق غم و اندوه خود صحبت میکند. او میگوید که سوز و دردش به قدری زیاد است که نمیتواند در آسمان یا در کلامش جای بگیرد. وقتی از او میپرسند که چه غمی دارد، پاسخ میدهد که آن غم نیز به قدری بزرگ است که در این دنیا نمیگنجد. به نوعی، او احساساتش را فراتر از ظرفیتهای معمول توصیف میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سوزی که در آسمان نگنجد دارم
وان ناله که در دهان نگنجد دارم
گفتی ز جهان چه غصه داری آخر
آن غصه که در جهان نگنجد دارم