خاقانی را دلی است چون پیکرِ تیغ
رخ چون حلی و سرشک چون گوهرِ تیغ
در این شعر، خاقانی را مانند تیغ توصیف میکند که دلش تند و برنده است. چهرهاش زیبا و دلرباست و اشکهایش چون گوهر میدرخشند. او از دیگری میخواهد که سر تیغ را تهدید کند تا دست حمایل را روی آن قرار دهد، به نوعی به قدرت و زیبایی وجودش اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی را دلی است چون پیکرِ تیغ
رخ چون حلی و سرشک چون گوهرِ تیغ
تهدید سر تیغ دهی کو سرِ تیغ
تا دست حمایل کند اندر برِ تیغ