او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
شاعر در این ابیات از احساس دلتنگی و انتظار صحبت میکند. او میگوید که بعد از رفتن معشوق، دلش شاد نمیشود و همچنان به در نگاه میکند و منتظر بازگشت اوست. درواقع، انتظار و امید به دیدار معشوق مهمترین حس اوست و این انتظار باعث میشود که همچنان به او فکر کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
او رفت و دلم باز نیامد ز برش
من چشم به ره، گوش به در بر اثرش
چشم آید زی گوش که داری خبرش
گوش آید زی چشم که دیدی دگرش