دل، سُغْبهیِ عشقِ توست، با تن مَسِتیز
اینک دل و تن، تو راست؛ با من مَسِتیز
این ابیات از شاعر، عاشقانهای عاطفی را بیان میکند. شاعر میگوید که دل او به عشق محبوبش مشغول است و نباید از تن او دوری جست. او به ناتوانی خود از تحمل بیدادهای محبوب اشاره میکند و از او میخواهد که به احساساتش احترام بگذارد و او را هیچگاه فراموش نکند. شاعر همچنین به دوست و دشمن خود اشاره میکند و ابراز میکند که نباید در حق او بیعدالتی کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل، سُغْبهیِ عشقِ توست، با تن مَسِتیز
اینک دل و تن، تو راست؛ با من مَسِتیز
بیدادِ تو ریخت خونم، انصاف بده!
ای دوست کش و غریب دشمن مَسِتیز