دل کوفتهام چو تخمکان ز آتش قهر
لب شسته به هفت آب ز آلایش دهر
در این ابیات، شاعر از درد و رنج خود میگوید و به تأثیرات منفی دنیای اطرافش اشاره میکند. او مانند تخمکی در آتش خشم گرفتار شده و تلاش کرده تا خود را از آلودگیهای زندگی پاک کند. در ادامه، شاعر به توصیف کسی میپردازد که در میان دیگران مانند بذر قطونا (گیاه دارویی) شناخته شده، اما در واقع از درون دچار مشکلات و زهرهای کشنده است. به طور کلی، اشعار حاکی از تضاد بین ظاهر و باطن و دردهای زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل کوفتهام چو تخمکان ز آتش قهر
لب شسته به هفت آب ز آلایش دهر
تو بذر قطونا شدی ای شهرهٔ شهر
بیرون همه تریاک و درون سو همه زهر