دندان من ار دوش لبت رنجان کرد
تب با تن من به رنج صد چندان کرد
شاعر در این شعر از درد و رنجی که دندانش به خاطر لب معشوقش به او تحمیل کرده، صحبت میکند. او احساس تب و حال بدی دارد که ناشی از این درد است. در نهایت، او میپرسد که چرا لب معشوقش اینقدر او را رنجور کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دندان من ار دوش لبت رنجان کرد
تب با تن من به رنج صد چندان کرد
چون دست درازی به لبت دندان کرد
تب خال چرا لب مرا بریان کرد