گردیِ لبت از لبم به بوسی آزَرد
تب دوش تن مرا بیازرد به درد
در این شعر، شاعر از احساسی که بوسه لبش به لب محبوبش ایجاد کرده، میگوید. او به تب و درد ناشی از این بوسه اشاره میکند و میگوید امروز تبش تمام شده، اما به جای آن تب خالی (و غم) را تجربه میکند. در پایان، او پیشبینی میکند که این تب خالی عواقبی برای لبش خواهد داشت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گردیِ لبت از لبم به بوسی آزَرد
تب دوش تن مرا بیازرد به درد
امروز تبم برفت و تبخال آورد
تبخال مکافات لبم خواهد کرد