بخت ار به تو راه دادنم نتواند
باری ز خودم خلاص دادن داند
در این بیت شاعر اشاره میکند که اگر بخت نتواند به او راهی به سوی محبوبش بدهد، حداقل باید خودش را از غصه و درد فراق نجات دهد. او ابراز میکند که حتی اگر در نزد محبوبش باشد، باز هم از غم جدایی رنج میبرد و امیدوار است که از این غم رهایی یابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بخت ار به تو راه دادنم نتواند
باری ز خودم خلاص دادن داند
تا ماندهام ار پیش توام بنشاند
از غصه که بی تو ماندهام برهاند