در راه تو گوشم از خبر باز افتاد
در وصل تو چشمم از نظر باز افتاد
شاعر در این ابیات احساس میکند که در پی عشق و وصل معشوقهاش، تمام حواسش به شدت تحت تأثیر قرار گرفتهاند. گوشش از شنیدن خبرها غافل شده و چشمش از دیدن چیزهای دیگر غافل مانده است. دل او که به فکر و خوی معشوقهاش مشغول بوده، از پای درآمده و به سمت عشق او پرواز کرده است. به نوعی، این ابیات نشاندهنده از دست رفتن تسلط بر خود به خاطر جذبه عشق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در راه تو گوشم از خبر باز افتاد
در وصل تو چشمم از نظر باز افتاد
چون خوی تو را به سر نیفتاد دلم
از پای درآمد و به سر باز افتاد