این بند که بر دلم کنون افکندند
نقبی است که بر خانهٔ خون افکندند
در این اشعار، شعرگو از درد و زخم عاطفی سخن میگوید. او به بند و زنجیری که بر دلش قرار داده شده اشاره میکند و آن را به گونهای تشبیه میکند که مانند نقبی به خانهای از خون و درد است. او از عدم توانایی دل در تحمل فشار بیرون آمده و پرسش میکند که خیمه (زندگی) چه ارزشی دارد وقتی که ستونی (پایه و اساس) آن را از بین بردهاند. به طور کلی، شاعری از احساس ناامیدی و بیپناهی در برابر مشکلات سخن میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
این بند که بر دلم کنون افکندند
نقبی است که بر خانهٔ خون افکندند
دل کیست کز او صبر برون افکندند
خیمه چه بود چونش ستون افکندند