هر روز فلک کین من از سر گیرد
بر دست خسان مرا زبونتر گیرد
در این شعر، شاعر از سرنوشت دردناک و تأسفبار خود سخن میگوید. او بیان میکند که هر روز تقدیر نامساعد او را بیشتر تحت فشار قرار میدهد و او را در مقام پستی قرار میدهد. شاعر حس میکند که تمام امور سفلگان و پستها به او مربوط میشود و در نهایت به این نتیجه میرسد که به دلیل این شرایط سخت و ظالمانه، خود او نیز به نوعی به سفلیتی گرفتار آمده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر روز فلک کین من از سر گیرد
بر دست خسان مرا زبونتر گیرد
با او همه کار سفلگان درگیرد
من سفله شدم بو که مرا درگیرد