تا یار عنان به باد و کشتی داده است
چشمم ز غمش هزار دریا زاده است
در این ابیات شاعر به وضعیتی اشاره میکند که در آن فردی (یار) کنترل زندگیاش را به باد میسپارد و خود نیز در این وضعیت رها شده است. چشمهای شاعر پر از غم یار است و عشق او به اندازهای عمیق است که میلیونها دریا را به وجود آورده. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هر دو (یار و خود) در دست تقدیر (باد) قرار دارند و وضعیت عجیبی برای هر دو پیش آمده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا یار عنان به باد و کشتی داده است
چشمم ز غمش هزار دریا زاده است
او را و مرا چه طرفه حال افتاده است
من باد به دست و او به دست باد است