خاقانی اسیر یار زرگر نسب است
دل کوره و تن شوشهٔ زرین سلب است
خاقانی شاعری است که به یار خود که از خانوادهای زرگر است، دل بسته است. او احساس میکند که وجودش مانند کورهای است که در آن طلا ذوب میشود. این تصویر نشاندهندهی عشق و دلدادگی اوست، جایی که آتش عشق و زیبایی، گرانبها و ارزشمند است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی اسیر یار زرگر نسب است
دل کوره و تن شوشهٔ زرین سلب است
در کورهٔ آتش چه عجب شفشهٔ زر
در شفشهٔ زر کورهٔ آتش عجب است