خاقانی را گلی به چنگ افتاده است
کز غالیه خالش چو سنگ افتاده است
شاعر خاقانی به گلی اشاره میکند که به دست او افتاده و به خاطر زیباییاش مانند یک سنگ باارزش است. همچنین بیان میکند که دل او به رنگ بنفشه درآمده و قافیه شعرش به خاطر این عشق و زیبایی در تنگنا قرار گرفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی را گلی به چنگ افتاده است
کز غالیه خالش چو سنگ افتاده است
زان گل دل او بنفشه رنگ افتاده است
چون قافیهٔ بنفشه تنگ افتاده است