با یار سر انداختنم سود نداشت
در کار حیل ساختنم سود نداشت
در این بیتها، شاعر از تجربههای ناامیدکننده خود در عشق و تلاش برای جلب توجه یار سخن میگوید. او متوجه شده که تلاشهایش برای به دست آوردن دل یار نتیجهای نداشته و در نهایت به احساس سردرگمی و ناکامی رسیده است. شاعر بیان میکند که همواره در تلاش بوده، اما این کوششها بیفایده بوده و در نتیجه، او هنوز در وضعیتی ناپایدار باقی مانده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با یار سر انداختنم سود نداشت
در کار حیل ساختنم سود نداشت
کژ باختهام بو که نمانم یکدست
هم ماندم و کژ باختنم سود نداشت