رباعیات

رباعی شمارهٔ ۵۴

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت

و آن جان که وجود بر تو افشاند رفت

۲

تن بی‌دل و جان راه تو نتواند رفت

اسبی که فکند سم کجا داند رفت

بازگشت به سروده‌های خاقانی