خاقانی را شکسته دیدی به درست
گفتی که ز چاره دست میباید شست
خاقانی را در وضعیتی شکستخورده و غمگین دیدی و به درستی اعلام کردی که باید از چارههای موجود فرار کرد. از این رو، برای حفظ آبرو تلاش کردی، اما در ابتدا دست خود را به خاطر آبرو شست و از آن دور شدی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خاقانی را شکسته دیدی به درست
گفتی که ز چاره دست میباید شست
زان نقش که آبروی بَرباید جست
ما دست به آبروی شستیم نخست