بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست
گیتیش بگنجدی نگنجد در پوست
در این ابیات، شاعر به توصیف بینی کله شاه میپردازد که بزرگ و برجسته است، بهطوریکه به هیچ وجه در پوست او جا نمیشود. همچنین، اشاره میکند که او عفریت ستم است و قدرت او مانند سلیمان است، اما در عین حال به مانند کوزهای است که در بین دوستی گرفتار شده و گلوید، یعنی نمیتواند به راحتی عمل کند. به طور کلی، این شعر نمادی از قدرت و محدودیتهای آن است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بینی کله شاه که مه قوقهٔ اوست
گیتیش بگنجدی نگنجد در پوست
عفریت ستم زو که سلیمان نیروست
دربند چو کوزهٔ فقع بسته گلوست