بر جان من از بار بلا چیست که نیست
بر فرق من از تیر قضا چیست که نیست
شاعر در این ابیات به شکایت از درد و رنجهای خود میپردازد و میگوید که در زندگی بارها با مصیبتها و قضا و قدر روبهرو شده است. او از دیگران میپرسد که چرا او به این حال و روز نالان است، در حالی که خود نیز از مشکلات بیپایانش رنج میبرد و چیزی برای تسکین این دردها نمییابد. این ابیات نشاندهنده یأس و ناامیدی شاعر از شرایط زندگیاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر جان من از بار بلا چیست که نیست
بر فرق من از تیر قضا چیست که نیست
گویند تو را چیست که نالی شب و روز
از محنت روز و شب مرا چیست که نیست