گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
چندین چه دَوَد که پای بر آتش نیست
در این شعر میگویند که اگر جوانی مانند آسمان سرکش و بیثبات باشد، دیگر چه جای غم و ناله است؟ در گذشته که مشکلات و ناخوشیها وجود داشت، خوشیها نیز ارزشمند بودند، اما امروز که آن خوشیها نیستند، دیگر هیچ چیزی خوشایند به نظر نمیرسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
چندین چه دَوَد که پای بر آتش نیست
آنگاه که بود، ناخوشیها خوش بود
و امروز که او نیست خوشیها خوش نیست