آب جگرم به آتش غم برخاست
سوز جگرم فزود تا صبر بکاست
این شعر بیانگر عواطف شدید و درونی گوینده است. او از آتش غم و سوز دل خود صحبت میکند و میگوید که با وجود تلاش برای صبر، درد و رنج او افزایش یافته است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که صبرش در مقابل این سوختگی جگر چندان پایدار نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آب جگرم به آتش غم برخاست
سوز جگرم فزود تا صبر بکاست
هرچند جگر به صبر میماند راست
صبر از جگر سوخته چون شاید خواست