گم شد دل خاقانی و جان بر دویَک است
وز غدر فلک خلاص را هم به شک است
در این اشعار، خاقانی از گم شدن دل و جان خود سخن میگوید و به بیاعتمادی به جهان و سرنوشت اشاره میکند. او معتقد است که هر چیزی که توسط بخت و فلک به دست میآید یا بیارزش است یا سرشار از تلخی و ناامیدی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گم شد دل خاقانی و جان بر دویَک است
وز غدر فلک خلاص را هم به شک است
هر مائدهای که دستساز فلک است
یا بینمک است یا سراسر نمک است