غم کرد ریاضِ جان، مه و سال مرا
آئینه ندارد دلِ خوشحال مرا
در این شعر، شاعر از احساس غم و ناراحتی خود صحبت میکند. او میگوید که دلش شاداب نیست و مانند آیینهای که نمیتواند تصویری روشن منعکس کند، حال او نیز خوب نیست. همچنین اشاره دارد که زندگیاش به دلیل عشق و علاقهای که به او دارد، بهگونهای محدود و محصور شده است، مانند پرندهای که در قفس گرفتار است. به طور کلی، اشعار بر احساس اسارت و غم عاشقانه تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غم کرد ریاضِ جان، مه و سال مرا
آئینه ندارد دلِ خوشحال مرا
صیاد ز بس که دوستم میدارد
بسته است در آغوشِ قفس بال مرا