قصاید

شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شروان شاه منوچهر

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

عالم جان خاص توست نوبه فرو کوب هین

گوهر دل خاک توست رد مکن ای نازنین

۲

منتظران تواند مانده ترنجی به کف

رخش برون تاز هان، پرده برانداز، هین

۳

کیست ز مردان که نیست تیغ تو را هم نیام؟

کیست ز مرغان که نیست دام تو را هم قرین؟

۴

تاجوران را ز لعل طرف نهی بر کمر

شیر دلان را ز جزع، داغ نهی بر سرین

۵

جلوه‌گر توست چرخ و اینک در کوی تو

می‌دود از شرق و غرب آینه در آستین

۶

گوی گریبان تو چون بنماید فروغ

زرین پروز شود دامن روح الامین

۷

ز آتش دلها صبا سوخته شد سر به سر

تا به سر زلف تو کرد گذر چین به چین

۸

از طپش عشق تو در روش مدح شاه

خاطر خاقانی است سحر حلال آفرین

۹

خسرو اقلیم گیر سرور دیهیم بخش

مهدی آخر زمان، داور روی زمین

بازگشت به سروده‌های خاقانی