نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
خانه فروشی بزن آستیی برفشان
این متن شعری است که به عشق و زیباییهای آن اشاره دارد. شاعر از عشق به عنوان پایگاهی برای گسترش زندگی و سرسبزی یاد میکند و بر اهمیت آن تاکید دارد. او به توجه به زیباییهای جهان و لزوم پرورش دل در این راه اشاره میکند و از عشق به عنوان منبعی برای زندگی شاد و معنادار نام میبرد. شاعر همچنین به موقعیتهای خاص و نمادهای معنوی اشاره میکند و آنها را با عشق و وفاداری مرتبط میسازد. در نهایت، به اهمیت مقام و منزلت در عشق و زندگی اشاره دارد و بر این باور است که عشق میتواند به انسان قوت قلب و نور هدایت ببخشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نطع بگسترد عشق پای فرو کوب هان
خانه فروشی بزن آستیی برفشان
بهر چنین هودج بارگشی دار دل
پیش چنین شاهدی پیشکشی ساز جان
خیز و به صحرای عشق ساز چراگاه از آنک
بابت رخش تو نیست آخور آخر زمان
گلخن ایام را باغ سلامت مگوی
کلبهٔ قصاب را موقف عیسی مدان
هیچ دل گرم را شربت گردون نساخت
ز آنکه تباشیر اوست بیشتری استخوان
کم خور خاقانیا مائدهٔ دهر از آنک
نیست ابا خوشگوار، هست ترش میزبان
تاج امان بایدت پای شهنشاه بوس
نشرهٔ جان بایدت مدح منوچهر خوان
شاه ملایک شعار، شیر ممالک شکار
خسرو اقلیم بخش، رستم توران ستان