قصاید

شمارهٔ ۱۳۳ - مطلع دوم

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

با آنکه به موی مانم از غم

موئی ز جفا نمی‌کنی کم

۲

دندان نکنی سپید تا لب

از تب نکنم کبود هر دم

۳

گر گونهٔ غمگنان ندارم

زان نیست که هستم از تو خرم

۴

دانی ز چه سرخ رویم؟ ایراک

بسیار دمیدم آتش غم

۵

از جور تو آفتاب عمرم

بالای سر آمده است ارحم

۶

خاقانی را به نیش مژگان

بس کز رگ جان گشاده‌ای دم

۷

در خاطر او ز آتش و آب

عشق تو سپه کشد دمادم

۸

زان آتش و آب رست سروی

کز فیض بهاء دین کشد نم

۹

مصباح امم امام اکمل

مفتاح همم همام اکرم

بازگشت به سروده‌های خاقانی