مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبحدم
بلبله را مرغوار وقت سماع است هم
در این شعر، شاعر به زیبایی و شادی زندگی در صبحگاه اشاره میکند. مرغی در آسمان در حال رقص است و بلبلی نیز در حال نواختن موسیقی است. شاعر دعوت میکند از مینوشی و لذت بردن از زندگی. او به زیبایی میپردازد و از جام و عشق صحبت میکند، همچنین به اهمیت لحظات زودگذر و لذتبردن از آنها تأکید دارد. در نهایت، او از شخصیت های مشهور و legendary مانند خسرو، جمشید و سکندر یاد میکند، تا نشان دهد که زندگی پر از زیباییها و فراز و نشیبهای مهم است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرغ شد اندر هوا رقص کنان صبحدم
بلبله را مرغوار وقت سماع است هم
برلب جام اوفتاد عکس شباهنگ بام
خیز و درون پرده ساز پرده به آهنگ بم
هدیه بر دل رسان تحفه سوی لب فرس
قول سبک روح راست رطل گران پشت خم
پیش کز آسیب روز بر دو یک افتد صبوح
دیو دلی کن بدزد از فلک این یک دو دم
پیش که طاووس صبح بیضهٔ زرین نهد
از می بیضا بساز بیضهٔ مجلس ارم
گوهر میآتش است ورد خلیلش بخوان
مرغ صراحی گل است باد مسیحش بدم
نایب گل چون توئی ساقی مل هم تو باش
جام چمانه بده بر جمن جان بچم
نوبر چرخ کهن نیست به جز جام می
حاملهای ز آب خشک آتش تر در شکم
قبلهٔ خاقانی است قلهٔ می تا شود
سوخته چون سیم عقل گشته چو سیماب غم
جان صدف ده چنانک گوهر می زیر بحر
ماهچهٔ زر کند بر تن ماهی درم
خون رزان ده که هست خون روان را دیت
صیقل زنگ هوس مرهم زخم ستم
گرچه خرد در خط است بر خط میدار سر
تا خط بغداد ده دجله صفت جامجم
چشمهٔ خورشید لطف بل که سطرلاب روح
گوهر گنج حیات بلکه کلید کرم
تا همه بر فال عید جان فلک فعل را
داغ سگی برنهم بر در کهف الامم
خسرو جمشید جام، سام تهمتن حسام
خضر سکندر سپاه، شاه فریدون علم