قصاید

شمارهٔ ۸۸ - قصیده

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نه دل از سلامت نشان می‌دهد

نه عشق از ملامت امان می‌دهد

۲

نه راحت دمی همدمی می‌کند

نه محنت زمانی زمان می‌دهد

۳

قرار جهان بر جفا داده‌اند

مرا بیقراری از آن می‌دهد

۴

دو نیمه کنم عمر با یک دلی

که از نیم جنسی نشان می‌دهد

۵

همه روز خورشید چون صبح‌دم

به امید یک جنس جان می‌دهد

۶

فلک زین دو تا نان زرد و سپید

همه اجری ناکسان می‌دهد

۷

به خوش کردن دیگ هر ناکسی

به گشنیز دیگ آن دو نان می‌دهد

۸

مرا چشم درد است و گشنیز نیست

تو را توتیا رایگان می‌دهد

۹

مگو کاسمان می‌دهد روزیم

که روزی ده آسمان می‌دهد

۱۰

فلک خاک بیزی است خاقانیا

که روزیت ازین خاکدان می‌دهد

۱۱

خود او را همین خاکدان است و بس

کز این می‌ستاند بدان می‌دهد

بازگشت به سروده‌های خاقانی