قصاید

شمارهٔ ۷۴ - قصیده

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

امروز مال و جاه خسان دارند

بازار دهر بوالهوسان دارند

۲

در غم سرای عاریت از شادی

گر هیچ هست هیچ کسان دارند

۳

عزلت گزین ز پیش‌گه گیتی

کان پیشگاه باز پسان دارند

۴

نیکان عهد را به بدی کردن

عذری بنه که دسترس آن دارند

۵

از سفلگان نوال طلب کم کن

کایشان دم و بال رسان دارند

۶

بیرون همه صفا و درون تیره

گویی نهاد آینه سان دارند

۷

دولت به اهل جهل دهند آری

خوان مسیح خرمگسان دارند

۸

اقلیم، خادمان و زنان بردند

آفاق، خواجگان و خسان دارند

۹

خاقانیا نفس که زنی خوش زن

کانجا قبول خوش نفسان دارند

بازگشت به سروده‌های خاقانی