غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۰

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

لاله‌رخا! سمن‌برا! سروِ روان کیستی؟

سنگ‌دلا! ستم‌گرا! آفتِ جانِ کیستی؟

۲

تیرقدی، کمان‌کِشی، زُهره‌رُخی و مه‌وشی

جانْت فدا که بس خوشی، جان و جهانِ کیستی؟

۳

از گُل سرخ رسته‌ای، نرگس دسته بسته‌ای

نرخِ شکر شکسته‌ای، پسته‌دهانِ کیستی؟

۴

ای تو به دلبری سَمَر، شیفتهٔ رُخَت قَمَر

بسته به کوه بر کمر، موی‌میانِ کیستی؟

۵

دام‌نهاده می‌روی، مست ز باده می‌روی

مشت‌گشاده می‌روی، سخت‌کمانِ کیستی؟

۶

شهد و شکر، لبانِ تو، جمله جهان، از آنِ تو

در عجبم به جانِ تو، تا خود از آنِ کیستی؟

بازگشت به سروده‌های خاقانی