تا طرف کلاه برشکستی
قدر کله قمر شکستی
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد دلهای شاعر میپردازد. شاعر از شکستهای عشق و زنجیری که بر دلش افتاده سخن میگوید و به زلف یاری اشاره میکند که به واسطه آن، عاشقان را دچار درد و رنج کرده است. او به بوسهای اشاره میکند که بار درد دلش را کاهش داده و به زبانی شاعرانه نشان میدهد که عشق و غیرت چقدر میتواند انسان را تحت تأثیر قرار دهد و در عین حال دردهای عمیقی به همراه داشته باشد. همچنین به شکستن حلقههای زنجیر و دردهای درون اشاره میکند. در کل، اشعار به زیبایی و غم عشق میپردازد و احساسات عمیق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا طرف کلاه برشکستی
قدر کله قمر شکستی
در حلق دلم فتاد زنجیر
تا حلقهٔ زلف برشکستی
زان زلف شکسته عاشقان را
صد کار به کار درشکستی
درد دل ما به بوسه بردی
وآوازهٔ گلشکر شکستی
حلقهیْ درِ اختیار ما را
چندان بزدی که درشکستی
خاقانی را ز غیرت عشق
ناله همه در جگر شکستی