آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی
حقا که به یک خنده دو عالم بگشایی
این شعر به زیبایی و تاثیرگذاری لبخند و خندهی محبوب اشاره دارد. گوینده بیان میکند که اگر محبوب لبخند بزند، میتواند دو عالم را تحت تاثیر قرار دهد و به غم و درد او پایان بخشد. حتی اگر محب به طور غیرمستقیم بخندد، باز هم میتواند اثر مثبتی بر زندگی او داشته باشد. گوینده از محبوب میخواهد که اگر زخمی به او زده، با عشق و محبتش آن را التیام بخشد. او به قدرت محبوب در حل مشکلات اشاره دارد و بیان میکند که یک لبخند او میتواند مشکلات زیادی را برطرف کند. در نهایت، شاعر از محبوب درخواست میکند که او را از بند غمها آزاد کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی
حقا که به یک خنده دو عالم بگشایی
ورچه نگشائی لب و در پوست بخندی
از رشتهٔ جانم گره غم بگشایی
مجروح توام شاید اگر زخم ببندی
رحمی کنی ار حقهٔ مرهم بگشایی
کاری است فرو بسته، گشادن تو توانی
صد مشکل ازینگونه به یکدم بگشایی
اندیشه مکن سلسلهٔ چرخ نبرد
گر کارِ چو زنجیرِ من از هم بگشایی
گفتی چو فلک دست جفا برنگشایم
ایمن نشوم، گر تو توئی هم بگشایی
هان ای دل خاقانی از آه سحری کوش
کهاین چنبر افلاکْ خم از خم بگشایی