غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۶

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

باز از کرشمه زخمهٔ نو درفزوده‌ای

درد نُوَم به درد کهن برفزوده‌ای

۲

کوتاه بود بر قدت ای جان قبای ناز

که‌امروز پارهٔ دگرش درفزوده‌ای

۳

در ساز ناز بود تو را نغمه‌های خوش

این دم قیامت است که خوش‌تر فزوده‌ای

۴

آخر چه موجب است که باز از حدیث وصل

کم کرده‌ای و در سخن زر فزوده‌ای

۵

باری اگر طویلهٔ عمرم گسسته‌ای

چشم مرا طویلهٔ گوهر فزوده‌ای

۶

هر دم هزار بار به خونم نشانده‌ای

روزی که سوز هجران کمتر فزوده‌ای

۷

خاقانی از پی تو سر اندازد ارچه باز

بر هر غمیش صد غم دیگر فزوده‌ای

بازگشت به سروده‌های خاقانی