غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۱

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

روز دانش به ازین بایستی

آسمان مرد گزین بایستی

۲

رفته چون رفت طلب نتوان کرد

چشم ناآمده بین بایستی

۳

پیش‌گاه ستم عالم را

داور پیش نشین بایستی

۴

کیسهٔ عمر سپردیم به دهر

دهر غدار امین بایستی

۵

گر به اندازهٔ همت طلبم

فلکم زیر نگین بایستی

۶

سایه‌ای ماند ز من، من غلطم

هستی سایه یقین بایستی

۷

ناله گر سوی فلک رفت رواست

سایه‌باری به زمین بایستی

۸

نیست صیادی و عالم پر صید

صید را شیر عرین بایستی

۹

کار خاقانی هم به بتر است

کار گیتی به از این بایستی

بازگشت به سروده‌های خاقانی