در صبوح آن راح ریحانی بخواه
دانهٔ مرغان روحانی بخواه
این شعر دعایی است برای رسیدن به لذتها و زیباییهای زندگی. شاعر از معشوقهای با ویژگیهای روحانی و زیبا سخن میگوید و به دنبال خوشی و شور است. او خواهان نوشیدن از جامی از شراب و دیدن زیباییهای وجود است. همچنین به زاهدان و عقلگرایان اشاره میکند و به آنها میگوید که باید لحظات لذتبخش زندگی را درک کنند و از قید و بندهایی که بر خود گذاشتهاند، رها شوند. در انتها، شاعر به این نتیجه میرسد که اگر به مستی واقعی دست یابند، باید جان و روح خود را در دست بگیرند و از زندگی به طور کامل بهرهمند شوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در صبوح آن راح ریحانی بخواه
دانهٔ مرغان روحانی بخواه
یک دو جام از راه مخموری بخور
یک دو جنس از روی یکسانی بخواه
ساغری چون اشک داودی به رنگ
از پریروی سلیمانی بخواه
دیدبان عقل را بربند چشم
چشم بندش آنچه میدانی بخواه
زاهدان را آشکارا می بده
شاهدان را بوسه پنهانی بخواه
جام خَم کن جرعه بر خامان بریز
عذر تشویر از پشیمانی بخواه
دست برکُن، زلف بترویان بگیر
پوزش خجلت ز نادانی بخواه
از سفالین گاو سیمین آهوان
عید جان را خون قربانی بخواه
گر به مستی دست یابی بر فلک
زو قصاص جان خاقانی بخواه