رخت تمنای دل بر در عشاق نه
تخت شهنشاه عشق بر سر آفاق نه
این شعر به عواطف و چالشهای عشق اشاره دارد. شاعر بیان میکند که عشق حقیقتی بزرگتر از آن چیزی است که در ظاهر دیده میشود. عشق به تعهد و فداکاری نیاز دارد و تنها با زیربنای درست میتوان به جشنی از عشق دست یافت. او همچنین به نادرستی و سطحینگری در فهم عشق انتقاد میکند و تأکید میکند که برای رسیدن به درک واقعی عشق، باید فراتر از ظاهر و دنیاهای مادی گذشت. در نهایت، عشق را یک پیمان عمیق میداند که باید به آن وفادار ماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رخت تمنای دل بر در عشاق نه
تخت شهنشاه عشق بر سر آفاق نه
قفل که بر لب نهی از لب معشوق ساز
پای که از سر کنی در صف عشاق نه
زخم که جانان زند همسر مرهم شناس
زهر که سلطان دهد همبر تریاق نه
طاق پذیر است عشق جفت نخواهد حریف
بر نمط عشق اگر پای نهی طاق نه
دیدهٔ تو راست نیست لاف یکی بین مزن
صورت تو خوب نیست آینه بر طاق نه
عالَم زراق را سُغبه مشو چون شدی
هر دو جهان مردوار بر کف زراق نه
از سرِ حدّ وجود بگذر خاقانیا
با عدم ار عاشقی دست به میثاق نه