غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۰

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در عشق داستانم و بر تو به نیم جو

بازیچهٔ جهانم و بر تو به نیم جو

۲

گه‌گه شده است صبرم و بر تو به نیم گه

جوجو شده است جانم و بر تو به نیم جو

۳

بر طارم وصالت نارفته دست هجر

بشکست نردبانم و بر تو به نیم جو

۴

هر لحظه زیر پای سگ پاسبان تو

صد جان همی فشانم و بر تو به نیم جو

۵

خصمان من به حضرت تو خاصگی و من

موقوف آستانم و بر تو به نیم جو

۶

سوزی چنان که دانی جان مرا و من

سازم چنان که دانم و بر تو به نیم جو

۷

خاقانی ار نماند با تو به یک پشیز

من نیز اگر نمانم بر تو به نیم جو

بازگشت به سروده‌های خاقانی