غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سوختم چون بوی برناید ز من

وآتش غم روی ننماید ز من

۲

من ز عشق آراستم بازارها

عشق بازاری نیاراید ز من

۳

تا نیارم زر رخ از لعل اشک

دل ز محنت‌ها نیاساید ز من

۴

ای خیال یار درخورد آمدی

بی‌تو دانی هیچ نگشاید ز من

۵

گر نگیرم دربرت عذر است از آنک

بوی بیماری همی آید ز من

۶

دست بر سر زآنم از دست اجل

تا کلاه عمر نرباید ز من

بازگشت به سروده‌های خاقانی