خرمی کان فلک دهد غم دان
دل که با غم بساخت خرم دان
این شعر بیانگر روزگار عشق و زندگی است. شاعر به خرم بودن دل اشاره میکند و میگوید که دل باید با غم بسازد. از سنتهای عشق سخن میگوید و بیان میکند که درد و مرهم همچنین به هم مربوطند. دوستان مانند خورشید روشن و دشمنان به ماه محرم شبیهند. شاعر به ارزش عزلت و آرامش اشاره کرده و آن را به گنجی ارزشمند تشبیه میکند. در نهایت، عزلت و آرامش را برتر از راحتیهای مادی میداند و بر اهمیت آن تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خرمی کان فلک دهد غم دان
دل که با غم بساخت خرم دان
سنت اهل عشق خواهی داشت
درد را هم مزاج مرهم دان
به عیاری که هفت مردان راست
نقش شش روز کمتر از کم دان
دوستان همچو مهر، نمامند
دشمنان همچو ماه، محرم دان
گنج عزلت توراست خاقانی
عافیت هم ورا مسلم دان
چار دیوار عزلتی که توراست
بهتر از چار بالش جم دان
چار بالش نشین عزلت را
پنج نوبت زن دو عالم دان