خوش خوش از عشق تو جانی میکنم
وز گهر در دیده کانی میکنم
این شعر بیانگر عشق و شیدایی شاعر است. او به عشق معشوقهاش با شوق و اشتیاق مینگرد و از درد و غم جدایی او به شدت تأثیر میگیرد. شاعر با تصویرسازی زیبا نشان میدهد که چگونه عشقش تمام وجودش را تحت تأثیر قرار داده و او را به تلاش و کوشش برای رسیدن به معشوق وادار میکند. در این شعر، شاعر همچنین به غیرت و حسرت ناشی از دوری اشاره میکند و به ارتباط عاطفی عمیق خود با معشوقهاش میپردازد. هر قسمت از شعر تصویری از احوالات عاشق و حال و روز او را نشان میدهد که به شدت تحت تأثیر عشق و زیبایی معشوقهاش قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوش خوش از عشق تو جانی میکنم
وز گهر در دیده کانی میکنم
بر سر عقل آستینی میزنم
از در صبر آستانی میکنم
هر که از غیر تو لافی میزند
از سر غیرت جهانی میکنم
تا دلم کردی نشان تیر هجر
صد خدنگ از هر نشانی میکنم
تا سنان انداز شد مژگان تو
هر دم از سینه سنانی میکنم
مار ضحاک است زلفت کز غمش
قصر شادی هر زمانی میکنم
در تن خویش از برای قوت او
مغزی از هر استخوانی میکنم
بر نگین جان خاقانی مقیم
مُهرِ مِهرِ مهربانی میکنم