گفتم به ری مراد دل آسان برآورم
ز آنجا سفر به خاک خراسان برآورم
شاعر در این بیتها بیان میکند که با خیال راحت و دل آرام، به سفر به نواحی مختلف میرود. ابتدا به ری اشاره میکند و از آنجا تصمیم دارد به خراسان سفر کند. او در این سفر به زیارت تربت بسطام و سپس به طوس و باغ آرزوهایش میرسد. شاعر احساس میکند که پس از این سفر، انگار حج را به جا آورده و به مراتب بالای روحانی میرسد. اما در نهایت میگوید که خداوند آنچه را دلم میخواست نخواست و به همین دلیل، هر لحظه آگاهی از دل سوزانش دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم به ری مراد دل آسان برآورم
ز آنجا سفر به خاک خراسان برآورم
در ره دمی به تربت بسطام برزنم
وز طوس و روضه آرزوی جان برآورم
ری دیده پس به خاک خراسان رسم چنانک
حج کرده عمره بر اثر آن برآورم
از اوج آسمان به سر سدره بگذرم
وز سدره سر به گلشن رضوان برآورم
ایزد نخواست آنچه دلم خواست لاجرم
هر لحظه آهی از دل سوزان برآورم