بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
تا اوست اندر او دل خرم نیافت کس
این شعر به مفهوم وفا و دوستی پرداخته و بیانگر این است که در دنیا هیچ دوستی با دل شاد و خالص وجود ندارد و هیچکس نتوانسته وفای واقعی را بیابد. شاعر به ناامیدی از یافتن دوستی واقعی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که حتی وفای یک سگ هم قدیمی شده و دیگر در انسانها وجود ندارد. همچنین، او به لزوم درک حقیقت و عدم وابستگی به دنیای مادی اشاره میکند و میگوید که در این عالم، خوشبختی و آرامش واقعی پیدا نمیشود. در نهایت، شاعر به بیمعنایی زندگی و ارتباطات در این جهان اشاره کرده و از زندگی آرام و دلسوز در دنیای واقعی ناامید است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
تا اوست اندر او دل خرم نیافت کس
منسوخ کن حدیث جهان را که در جهان
هرگز دو دوست یکدل و همدم نیافت کس
آن حال کز وفای سگی باز گفتهاند
دیری است تا ز گوهر آدم نیافت کس
در ساحت زمین مطلب کیمیای انس
کهاندر خزانههای فلک هم نیافت کس
چندین مگوی مرهم و مر هم که هرکه بود
در خستگی فرو شُد و مرهم نیافت کس
در چار بالش عدم آی از بساط کون
کهاینجا دم مراد مسلم نیافت کس
چون قفل و پره آلت بند است روز و شب
زان لاجرم کلید درِ غم نیافت کس
خاقانیا ز عالم وحشت مجوی انس
کهانفاس عیسی از دم ارقم نیافت کس