ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
رشتهٔ پندار نگسستی هنوز
این شعر بیانگر احساسات عمیق و وابستگی و دلبستگی به معشوق است. شاعر با تصاویری از ناتوانی در رها کردن عشق و دلبستگی، همواره بر عدم توانایی خود در قطع کردن این ارتباط تأکید میکند. او به تضادهای درونی میان دین و دل، دیدن و ندیدن، و تلاشها و ناکامیهایش اشاره میکند و در نهایت بر ادامهی این وابستگی و عدم قطعیت آن تأکید میورزد. کلید واژههای این شعر شامل زنار (سمبل وابستگی)، کلماتی در مورد عشق و غم، و ناتوانی در رهایی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
رشتهٔ پندار نگسستی هنوز
خاک هر پی خون توست از کوی یار
پی ز کوی یار نگسستی هنوز
در سر کار هوا شد دین و دل
هم نظر زان کار نگسستی هنوز
تن چو جان از دیده نادیدار ماند
دیده ز آن دیدار نگسستی هنوز
بر سر بازار عشق آبت برفت
پای ز آن بازار نگسستی هنوز
تاختی بر اسب همت سالها
تنگ آن رهوار نگسستی هنوز
رشتهٔ جانت ز غم یک تار ماند
شکر کن کان تار نگسستی هنوز
لاف یکرنگی مزن خاقانیا
کز میان زُنّار نگسستی هنوز