سرهای سراندازان در پای تو اولیتر
در سینهٔ جانبازان سودای تو اولیتر
این شعر عاشقانه به وفاداری و عشق عمیق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر با تاکید بر این که عشق و حضور معشوق بر تمام دنیا و زندگیاش برتری دارد، خود را در پای او تسلیم کرده و برای او همه چیز را فدای عشقش میکند. همچنین او از دردهای درونیاش و ناکامیها میگوید و بر این باور است که تنها وجود معشوق میتواند به او آرامش و تسکین دهد. در نهایت، شاعر به شیدایی خود در عشق اشاره میکند و به جایگاه والای معشوق در زندگیاش تاکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سرهای سراندازان در پای تو اولیتر
در سینهٔ جانبازان سودای تو اولیتر
ای جان همه عالم، ریحان همه عالم
سلطان همه عالم مولای تو اولیتر
ای داور مهجوران، جان داروی رنجوران
صبر همه مستوران، رسوای تو اولیتر
خواهی که کُشی یاری آن یار منم آری
گر کشتنیام باری در پای تو اولیتر
خرمترم آنگه بین از خوی توام غمگین
کز هرچه کند تسکین صفرای تو اولیتر
دل کز همه درماند جان بر سرت افشاند
چون جای تو او داند، او جای تو اولیتر
رای تو به کینتوزی دارد سر جانسوزی
چون نیست لبت روزی، هم رای تو اولیتر
تا تو به پری مانی، شیدای توام دانی
یک شهر چو خاقانی شیدای تو اولیتر