غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار

نوبت دی فوت شد نوبت اکنون بیار

۲

دست مُقامر ببوس نقش حریفان بخوان

بزم صبوحی بساز نقل دگرگون بیار

۳

شاهد دل ناشتاست درد زبان گز بده

مطرب جان خوش نواست نغمهٔ موزون بیار

۴

شرط صبوحی بود گاو زر و خون رز

خون سیاوش بده، گاو فریدون بیار

۵

پیش که یاوه شوند خرد وشاقان چرخ

بر بر گل عارضان ساغر گلگون بیار

۶

باده به کم کاسگان تا خط بغداد ده

بهر لب خاصگان یک دو خط افزون بیار

۷

غصهٔ ایام ریخت خون چو خاقانیی

شو دیت خون او زان می چون خون بیار

بازگشت به سروده‌های خاقانی