غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آن کو چو تو دلربای دارد

بر فرق زمانه پای دارد

۲

سخت آباد است خانهٔ حسن

تا روی تو کدخدای دارد

۳

خوش عطاری است باد شب‌گیر

تا زلف تو مشک‌سای دارد

۴

جان کز تو در این مقام دور است

آهنگِ دگر سرای دارد

۵

هیهات که روی دل‌ربایت

با ما به وصال رای دارد

۶

سلطان سعادت آنچنان نیست

که‌اندیشهٔ هر گدای دارد

۷

خاقانی از آسمان گذشته است

تا خاک در تو جای دارد

بازگشت به سروده‌های خاقانی